![]() |
![]() |
|
|
ازم پرسیدی عشق چیست،نمی دونستم،اما گفتم جواب میارم برای تو پس فردا فرداش رفتم مدرسه ، به امید جوابی شدم سوی کلاس ها با شوق و خنده راهی از مستخدم پرسیدم ، جوابم داد با خنده فکر می کنم که باشه یه جور جلا دهنده معلم فارسی گفت: فاعل سازندگیست گفتش که عشق هسته جمله های زندگیست دبیر ادبیات گفت:عاشق شدن بندگیست اسیر شدن مجنون تو دام زلف لیلیست معلم زبانم ، بعد از جواب سلام گفت که حتی تو آکسفورد ندیده ام این کلام معلم بینشم،چشماش برق زد دوباره گفت هرکسی عاشق نیست انسانیت نداره دبیر مطالعــات با لحنــی اجتماعــی گفتش که عشق قانونیست کهن و ابتدایی تبصره های اون هم آشنایی و جدایی خیر نمی بینه هرکی بکنه بی وفایی معلم جغرافــی گـفـت که راه دورِ هر کی به این راه رفته بدون خیلی صبورِ دبیرتاریخمون ژستی گرفت و بعد گفت عشق روبایدتو سن وعمرعلاقه هاجست معلم ریاضی،خودکار رو گرفت به بازی گفت یعنی تو محبت کران و حد نسازی معلم فیزیک گفت:یه نوع اصطکاک این اصطکاک مخصوص قلبهای پاک پاک معلم شیمی هک غرق در آزمایشـات گفت یعنی ترکیـب مهر با همه احسـاسـات معلم زیستمون گفت یه گونه پرندست نشست رو بوم هرکی،اون همیشه برندست ناظممون با چوبش کردش به من اشاره گفت که توزنگ منطق کرده من رو بیچاره آخر سر پرسیدم از مدیر مدرسه گفتش چطوری بگم،عاشقی یه جورِ درسه یـه درس اختصاصی تو بحـث انسانیـت پــاس کـردن اون میـشه دلیل آدمــیـت زنگ آخر بود و من دیگه فرصت نداشتم تک تک تعریفا رو توی ذهنم نگاشتم روزبعد تو دوباره ازم جواب می خواستی مـنـم همه رو گفتم،بدون کم و کاستی آخر سر هم گفتم،یه چیزی رو میدونی عشق یعنی اون چیزی که،تو از نگام میخونی
حالا به نظر شما عشق یعنی چی؟منتظر جواباتون هستم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 14:44 توسط ستاره سهیل |
|
|
من بازم اومدم و بازم با یه پست متفاوت اومدم.ناسلامتی امسال سال نوآوری و شکوفاییه دیگه ۱- حجاب باز هم در خانه یکی از اقوام مهمانی بزرگی برپا بود و همه دور هم جمع بودند.اما او مثل همیشه محکوم به ماندن در خانه شده بود،نه اینکه خطایی از او سر زده باشد،نه،فقط به این خاطر که مادرش خجالت می کشید او را با چادر به مهمانان معرفی کند.
۲- اعتماد خیلی دلش گرفته بود.گوشی را برداشت و شماره بهترین دوستش را گرفت -الو سلام،ستاره خودتی؟ -سلام میترا جون،چرا صدات گرفته؟چیزی شده؟ -بهت میگم،ولی باید قول بدی که به کسی نمی گی. -قسم می خورم که به هیچ کس نگم. -راستش مطمئن نیستم،ولی فکر کنم نامزدم معتاد شده .... ***** -الو،سلام فرشته،شنیدی نامزد میترا معتاد از آب در اومده؟!
۳- خواب غفلت زیباترین خواب عمرم را می دیدم.در یک باغ سرسبز و پر گل،زیر آسمان آبی مشغول قدم زدن بودم،اما ناگهان همه جا تاریک شد و ابرها شروع به غریدن کردند.با وحشت از خواب پریدم و ناخودآگاه نگاهم به سمت ساعت کنار تختم افتاد.باز هم نمازم قضا شده بود.
خب رسیدیم به آخر این پست.اما قرار بود تو این پست جواب سوالات پست قبل رو بدم.پس برید به ادامه مطلب تا ببینیم کی برنده شده ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 13:2 توسط ستاره سهیل |
|
|
ســــــــــــلام ســـــــلام ســـــلام من بازم برگشتم،می دونم که غیبتم یه کم طولانی شد،ولی خب واسه همین اسمم رو گذاشتم ستاره سهیل دیگه!! خب بگذریم،مهم اینه که من الان اومدم پست بذارم.اما این پستم با بقیه پستام یه کم فرق داره: اولا اینکه واسه این پست هیچ کس رو خبر نمی کنم(می خوام ببینم چند نفر هستن که هر چند وقت یه بار یادی از کلبه نشانه ی وقار من می کنن.) دوما واسه سه نفر که به سوال آخر پست جواب درست بدن،یک هفته تبلیغ می کنم،یعنی به اسم اونا واسه وبلاگ های دیگه پیغام میذارم،چطوره؟ واما بریم سراغ شعر: «اسم تو» یک شبی توی رویا،دلم رو کردی شیدا منم شدم یه مجنون،اسم تو هم شد لیلا اما دلم می گفت که اسم تو هست سکینه آخه دل رحیمت برای اون تسکینه یا که شاید الهه که تو همه ی کارهام بدون کم و کاستی،می گیرم از تو الهام شنیدن نام تو بـــرام شده آرزو عسل،شیرین،عاطفه،خسته شدم تو بگو مریمی یا نیلـــوفر،یا شایدم یه لالـه شکــوفه های بهــار،شادابی تو نداره غزال دشت احساس،چشات به رنگ دریا دوستت دارم همیشه ، قد تموم دنیـــا گوهری روی زمین،تو آسمون ها مهتاب یاس سفید باغچه دلم واسه تو بی تاب انیس و مونس من،شریک غصه هامی موقع قصه ی شب،پری قصه هامی یه شب اما تو خوابم دیدم فرشتـه ای تو دفتر مشق عشق رو واسم نوشته ای تو توی شب ها همیشه،میشی تو تک ستاره یادم میاد که گفتی اسم تو هست بهاره ولی یه بار دیگه گفتی هستی شقـایـق از اسم تو گذشتم،تو معشوق و من عاشق
و اما سوال: اول باید بگید که چندتا اسم تو این شعر به کار رفته و دوم اینکه حدس بزنید که از بین این اسم ها،اسم واقعی معشوق من چیه؟!که البته کار زیاد سختی نیست.در ضمن فقط تا پست بعدی من وقت دارید که جواباتون رو بگید،پس تا پست بعد... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 15:3 توسط ستاره سهیل |
|
|
سلام بچه ها
از اینکه یه مدته نتونستم آپ کنم یا حتی بهتون سر بزنم شرمنده ام.اگه باور نمی کنید به ادامه مطلب برید تا باور کنید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 18:43 توسط ستاره سهیل |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:21 توسط ستاره سهیل |
|
|
زیر خاکستر ذهنم باقی است
آتشی سرکش و سوزنده هنوز
یادگاری ست ز عشق سوزان
که بود گرم و فروزنده هنوز
عشقی آن گونه که بنیان مرا
سوخت از ریشه و خاکستر کرد
غرق در حیرتم از اینکه چرا
مانده ام زنده هنوز
پیش خود می گویم
آن که جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز؟
سخت جانی را بین
که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بی تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم، هستم
پیش چشمان تو شرمنده هنوز
گر چه از فرط غرور
اشکم از دیده نریخت
بعد تو لیک پس از آن همه سال
کس ندیده به لبم خنده هنوز
گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالهاست که از دیده من رفتی،لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورق ها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
هم چنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
زنده یاد حمید مصدق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 15:45 توسط ستاره سهیل |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 12:23 توسط ستاره سهیل |
|
|
قسم خوردم که دیگر دور هوس نگردم دیگر هرگز با شیطان من هم نفس نگردم عمری بودم اسیرش دیگر حقیر بودن بس نور الهی بیا شو همدم یه بی کس صد توبه شکسته پرونده ام کرد سیاه زندگی و عمر من به پای شیطان تباه اما نه این بار دگر کار به نفس نَسپُرم چون که به اکسیر عشق ناب شده گوهرم زندگی در کام خود کنم از این پس عسل چونان که توی دنیا همه زنندم مَثل خسته ام دیگر اما نه از دنیا از این صمت پیام خوشبختی را فریاد زنم به هر سمت دور از هیاهو و غم خلوت کنم با خدا امیدوارم که دیگر نگردم از او جدا حالا دگر رهایم نیستم من اندر قفس چون که قسم خورده ام نگردم دور هوس صمت: سکوت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 12:0 توسط ستاره سهیل |
|
واما در مورد قسمت عکسهای مسروقه که می دونم طرفدار زیاد داره ولی چون الان ماه مبارک رمضان داره شروع میشه این قسمت تا پایان این ماه آپ نمیشه ولی در عوض یه پست براتون می ذلرم به اسم عاشقانه ها که شامل کارت هاییِ كه خودم ساختم.براي شروع هم يه كارت موش موشي براتون آماده كردم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 15:28 توسط ستاره سهیل |
|
|
که می دونید با هک شدن پرشین بلاگ متاسفانه یه مدت نبودم ،اما خب غمي نيست،نشانه وقار را از نو خواهم ساخت،البته به كمك شما.
الان ميگم.از اين به بعد نشانه وقار نه تنها توسط بلاگفا بلکه توسط پرشین بلاگ هم ساپورت خواهد شد.
آغازخواهد کرد اما طی این چند روز من قصد دارم به لینکدونیم یه سر و سامونی بدم ،امیدوارم با تبادل لینک منو مفتخر کنید.
وقار وبلاگ تازه تاسيسي نيست پس از تبادل لينك با اون ضرر نخواهيد كرد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 0:15 توسط ستاره سهیل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ رو برای اونایی ساختم که ستاره شون تو اسمون دیگرون می درخشه
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|