![]() |
![]() |
|
|
شلام شلام شلام
ایسالا بژودی آپ میکنم بای بای بای |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 23:2 توسط ستاره سهیل |
|
|
خب خب خب ميدونم الان ميگيد چرا اينقد دير اومدم،ولي باور كنيد اونقد تو ايام عيد سرم شلوغ بود كه نتونستم بيام و طبق قولي كه داده بودم آپ كنم.بهر حال با يه كم تاخير سال نو رو بهتون تبريك ميگم و خب بريم سر اصل مطلب،ميدونم همه تون الان دل تو دلتون نيس كه بدونيد موضوع مسابقه چيه.راستش موضوع سوالات مسابقه خودمم يعني "ستاره سهيل".ازوقتی این وبلاگو راه انداختم هرکی واسه اولین بار پاگذاشت تو وبلاگم اول ازم پرسیدپسری یادختر راستش دیگه ازین سوال تکراری خسته شدم میخام خودمو معرفی کنم البته بعدازین مسابقه. مسابقمون جايزه هم داره ها،جايزشم شارژ ايرانسله كه به3نفر كه سوالارو جواب بدن ميرسه يعني نيازيم نيس سوالارو حتمادرس جواب بدين فقط كافيه "4تاشو"جواب بدين واما سولا
ازبين اسماي زير اسم من كدومه؟ نسترن/فرنوش/غزل/فرزين/مهرداد/آذين/مريم/قلقلي/نخودي/سيما/سينا/ستاره/سهيل/فربد/دريا/مسعود تا15ارديبهشت وقت دارين تومسابقه شركت كنين.راستي واسه دريافت جايزه هم اگه دوس داشتين ميتونين شماره بدين اگرم نه كه به آدرس وبلاگ يا ميلتون ميفرستمش خب فعلا باي تا15ارديبهشت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 16:27 توسط ستاره سهیل |
|
|
ســـلام ســلام ســلام اول از همه چيز بابت غيبت طولانيم معذرت ميخام و جا داره از همه اونايي كه تو اين مدت نشانه وقارو فراموش نكردنو احوال ستاره سهيل رو پرسيدن يه تشكر ويجه بكنم. خب بريم سراغ پست جديد،اينسري ميخاستم چنتا از پيام خوشگلايي كه بروبچز برام فرستادنو براتون بذارم ولي خب متاسفانه گوشيم قاط زدو فلشش كردم و همه پيامام پاك شد.سرتونو درد نيارم واسه اين پست چنتا متن ادبي و شعر آماده كردم كه اميدوارم خوشتون بياد.متاسفانه فرصت تزيين اين پستو هم ندارم. راستي يه چيزي بعد اين پستمم يه غيبت يه ماهه دارم تا عيد كه براتون يه مسابقه جالب و جايزه دار برميگردم،پس خودتونو واسه پست بعدي آماده كنين ************************************************************* دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ....غـــــريبه! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم ****************** شكايت نمي كنم ، اما آيا واقعا نشد كه درگذر همين هميشه بي شكيب ، دمي دلواپس تنهايي دستهاي من شوي؟ نه به اندازه تكرار ديدار و همصدايي نفسهامان ! به اندازه زنگي،پيامي و يا حتي تك زنگي ..... واقعا نشد؟؟؟؟ ****************** تو به من خنديدي و نمي دانستي / من به چه دلهره از باغچه ي همسايه / سيب را دزديدم / باغبان از پي من تند دويد / سيب را در دست تو ديد / غضب الوده كرد نگاه/سيب از دست تو افتاد / و تو رفتي و هنوز/ سالهاست كه در گوش من ارام ارام / خش خش گام تو تكرار كنان / مي دهد ازارم / و من انديشه كنان / غرق اين پندارم / كه چرا / خانه ي كوچك ما سيب نداشت ****************** در کلاس ادبيات معلم گفت: فعل رفت را صرف کن رفتم ...رفتي... رفت ... ساکت ميشوم ميخندم ولي خنده ام تلخ ميشود استاد داد ميزند خوب بعد ادامه بده و من ميگويم: رفت... رفت... رفت رفت و دلم شکست،غم رو دلم نشست،رفت شاديم بمرد،شور از دلم ببرد،رفت ...رفت ...رفت و من ميخندم و ميگويم.. خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است کارم از گريه گذشته است به آن ميخندم ****************** نياز و تو خودم کشتم که هرگز تا نشه پشتم / زدم بر چهره ام سيلي که هرگز وا نشه مشتم / من آن خنجر به پهلويم که دردم را نمي گويم / به زير ضربه هاي غم نيافتد خم به ابرويم / مرا اينگونه گر خواهي دلت را آشيانم کن / من آن نشکستني هستم بيا و امتحانم کن
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 10:58 توسط ستاره سهیل |
|
|
سلام سلام سلام
بالاخره امتحانام تموم شد و وقت کردم که دوباره بهتون سر بزنم.خب اینبار یه چنتا عکس با موضوع فانتزی براتون آماده کردم.من خودم از عکسای رویایی خیلی خوشم میاد امیدوارم شمام خوشتون بیاد. خودمم نمیدونم اینارو از کجا کش رفتم(البته بعضایش خودشون اسم و رسم دارن).
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 13:18 توسط ستاره سهیل |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم دی 1387ساعت 12:30 توسط ستاره سهیل |
|
|
«عید غدیر،عید ولایت و هدایت،روز اتمام نعمت و امتداد خط رسالت در آئینه امامت» رو به همه شما دوستای گلم تبریک میگم و این شعرو تقدیم میکنم به شما که بهانه ای هستید برای اومدنم به این دنیای مجازی و بخصوص نشانه وقار خودم که بهانه زنده بودنم تو دنیای واقعیه »«من تو را هر لحظه،هرجا،در کنارم دیده ام»« من تو را هر لحظه،هرجا،در کنارم دیده ام من تورا ساقی،خودم را تشنه ی می دیده ام من تورا لیلی و خودرا همچو مجنون دیده ام من تو را شمع و خودم را پرپر آن دیـده ام من تو را ساحل،خودم را موج دریـا دیـده ام من تورا چوپان،خودم را نی به دستش دیده ام من تورا شاه و خودم را دلقک آن دیـده ام من تورا آتش،خودم را هیزم تـر دیـده ام من تورا چون گل،خودم را همچو بلبل دیده ام من تورا دریا،خودم را همچو ماهی دیـده ام من تورا معبـد،خودم را عابـد آن دیـده ام من تورا در آسمان،خود را زمینی دیـده ام من تورا باران،خودم را همچو صحرا دیده ام من تورا خورشید و خود را ماه شب ها دیده ام بعد هجـرت من ز دنیا بس مشـقـت دیـده ام «بگذر از من گر کنار تو خودم را دیده ام |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 20:11 توسط ستاره سهیل |
|
|
سلام بچه ها
میخواستم دیروز یه پست بمناسبت عید قربان بذارم،ولی متاسفانه نتونستم.آخه تو دانشگاه نمایشگاه معرفی رشته ها داریم،منم با چندتا از بچه ها مسئول غرفه رشته خودمونم،الانم یه لحظه بچه هارو پیچوندم و اومدم بگم که تا اختتامیه نمایشگاه نمیتونم بهتون سربزنم. پس فعلا دیروزو بهتون تبریک میگم و انشااله غید غدیر با یه پست توپ برمیگردم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 12:59 توسط ستاره سهیل |
|
|
بعد از مدتها دوباره میخوام قسمت عکسای مسروقه رو راه بندازم،از این به بعد بصورت یکی در میون یه پست عکسای مسروقه میذارم تا هم وبلاگم خوشگل تر بشه و هم شما با وبلاگای دیگه آشنا بشید دوتا عکس اولیو از وبلاگ آقا مهدی کش رفتم(http://loves3.blogfa.com/) ![]() ![]() اینا هم که خودشون اسم و رسم دارن و نیازی به آدرس ندارن(http://pix2pix.org)
![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم آذر 1387ساعت 16:37 توسط ستاره سهیل |
|
|
ستاره سهیل بازم برگشت،با یه پست جدید و یه شعر جدید.اونایی که از قبل منو میشناسن میدونن که شعرای این وبلاگ به جز اونایی که زیرشون اسم شاعرشون رو زدم همه مال خودمه.اما در مورد این شعر؛ این شعر با بازدید از وبلاگ هانیه خانم به ذهنم رسید،فعلا هم اسم نداره و منتظر نظرات قشنگ شماست که یه اسم براش انتخاب کنید(بخصوص هانیه خانم).خب زیادی نوشتم این شما و اینم شعرجدید من :
«؟؟؟؟؟؟؟» بشنوید این قصه ام تا چشمتان رخشان شود اشک و آه و ناله هاتان مظهر باران شود در دلم بود عمر من صرف ره جانان شود آرزو هایـم همه سـهـم دل آنــان شــود همچو مجنون باشم و عشقم شه دوران شود فکر نمی کردم بهایش اینچنین ارزان شود فکر نمی کردم که روزی چشم من گریان شود در نگاهش خاطرم با دیگران یکسان شود یا رود با دیگری و همـدم شیـطان شـود راحتی جان خسته،دشمن این جان شود گفتمش روزی که با او هر کویر بستان شود چونکه باشد در برم،عمر غمم پایان شود فکر نمی کرد که قحطی عاملش باران شود قاتل گل های بستان هم خود باغبان شود یاد دارم گفت به من چشمان تو رخشان شود گر که عشقم از برایت قبله و قرآن شود با خودم گفتم که با او رفع هر نقصان شود مشکلات زندگی با مهـر او آسـان شـود فکر نمی کردم که روزی عشق هم کتمان شود کاخ عشق و آرزوهایم ز بن ویـران شـود من نمی خواهم دگر این قصه ام عنوان شود چونکه نامش بشنوم،در خاطرم طوفان شود پس همان بهتر که یادش در دلم مهمان شود نام او ازچشـم هر نامحرمی پنـهان شـود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 18:0 توسط ستاره سهیل |
|
|
خب خب خب،ببینم منو که فراموش نکردید.عیب نداره اگرم فراموش کردید دوباره به یادتون میارم که کی بودم و کی هستم!!انشاله تو همین هفته با یه شعر جدید و یه پست جدید برمیگردم و این برگشتم و ایده شعرم رو مدیون هانیه خانم هستم که امیدوارم دیگه پست غمگین تو وبلاگش نبینم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 18:57 توسط ستاره سهیل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ رو برای اونایی ساختم که ستاره شون تو اسمون دیگرون می درخشه
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 |
|
RSS
|